تبلیغات
ترانه های صبح - تشکر صمیمانه
تاریخ : یکشنبه 1 بهمن 1391 | 01:29 ب.ظ | نویسنده : ترانه
درست در قعر طوفان تاریکی
دلت برای عمری نور تنگ می شود.
می دانی که گذشته ای اما
بازگشتنت چیست؟
من...
تمام خاطرات نورم را به حراج گذاشته ام تا به نور برسم.
اما فراموش می کنم...
ما...
درست در آخرین لحظات شکست پیروز می شویم و حیران می مانیم.
ما فراموش می شویم
وفراموشی کلمه ای است که غریب افتاده است
ما
حماسه ی حضور کدام انسانیم؟
فرو می روم
در اعماق افکار غمزا

*****
براستی تو گو
من آن بنده ی قهرمان خدایم؟
من آنم که شیطان
ز کرده پشیمان
ز ربّ اش
ز حب حبیبش
بگرداند رویش
که گوید خدایا
من از آتشم کاو خس و خاک
خدا آن عزازیل را امر فرمود
برون رو از این درگه ما؟
من آنم؟
من آن بنده ی قهرمان خدایم؟
خدایا...

امضا:ترانه



  • تینا تولز
  • قالب میهن بلاگ
  • تبلیغات متنی
  • آی تی نوشت