تبلیغات
ترانه های صبح - هم من...هم تو
تاریخ : یکشنبه 17 شهریور 1392 | 10:05 ب.ظ | نویسنده : ترانه
مادرم...
خیلی وقت است لبخند را به لبانت نمی بینم.
روزهاست در وجودت گم شده...من هم
مادرم.
نه من
نه تو
این روزها هیچکداممان حالمان خوش نیست.
زمان باور گذشت روزهای خوب کودکی ما فرارسیده.
دیگر باید تمام آن خاطره های از دست رفته را به دست آب بسپاریم.
مادرم
هم من
هم تو
حالمان از این همه تنوع وحشتناک بد است.
وفتی من خاطرات کودکیم را به آب بسپارم تو باید خاطرات کودکی ات را به باد بسپاری
شاید ناجی خاطرات مرا از آب بگیردو زیر دست فرعون بزرگ کند
 اما شیرینی آن همه رویای تو بر باد خواهد رفت.
مادرم
دختر شادان روزهای سبز
گمانم تمام فیزیکدانان
قانونی را به فراموشی سپردند
قانون گردش زمین
زمین می گردد
روزگار می گردد
اما از همه سریعتر
خلق و خوی آدمهاست که می گردد.
می دانم
مادرم
هم من
هم تو
حالمان از این گردش ها بد است...






  • تینا تولز
  • قالب میهن بلاگ
  • تبلیغات متنی
  • آی تی نوشت