تبلیغات
ترانه های صبح - هنوز هم انتظار
تاریخ : پنجشنبه 12 اردیبهشت 1392 | 09:33 ب.ظ | نویسنده : ترانه
    


فاطمه امانتش را دست ما سپرد.ما تنهایش گذاشتیم. . .چه کسی را فراموش کردیم؟کسی که بخاطر ما تنها چندروز پدرش را دید؟کسی که منتظر ماست؟کسی که هنوز به ما امید دارد؟کسی که هزاران سال است تنها و تنها و تنها بدون هیچکس به ما چشم دوخته است؟
بعضی اوقات در یک شک عمیق می گویم،حسین برای دینی جنگید که ما براحتی آن را پایمال کردیم؟حسین برای ما سر داد؟
تو فردا می آیی . . . نه پس فردا و نه آینده های دور !همین فردا!تو قول دادی که فردا بیایی سرورم.
چه قولی؟به دل شکسته من،به اشک یتیم و به ناله ی فقیر قول دادی.
بیا که یتیمت بابا ندارد. . .فقیرت تکه نانی ندارد و اسیرت،غلام خانه ات تاب ندارد. . .
از وضع ما بپرسی می گویمت:خیابان ها هنوز شلوغ است.اما دیگر آدمها آدمهای سابق نیستند.حالا دیگر مطمئنم که همه مان نیازمند یک دست مهربانیم که قلبمان را تسکین دهد.
و . . .
شما ادامه دهید




  • تینا تولز
  • قالب میهن بلاگ
  • تبلیغات متنی
  • آی تی نوشت