تبلیغات
ترانه های صبح - عمو نوروز
تاریخ : دوشنبه 28 اسفند 1391 | 09:29 ق.ظ | نویسنده : ترانه

یک...دو...سه...قدم های پر ذوق بر تن سنگی خیابان های شهر.شرمم می آید که نگاه از سنگ بردارم.به خاطرات خوبم خیانت نمی کنم.
خاطرات روزهایی که همین کفش ها بودند با همین ذوق ها.اما آن موقع سرت را که بالا می کردی پر از رنگ می شدی از روسری های هفت رنگ و براق.چهره های ساده و سرخ و سفید.چشمهای شرم زده ی درخشان...
یاد آن روزها و عمو نوروزها بخیر
نیا عمو نوروز...هر چه تلاش کنی بهار بر نمی گردد.دلهای مردم زمستان است!
نیا عمو نوروز که یادم به دورهمی های فامیل و اسکناس تا نخورده لای قرآن پدر بزرگ می افتد،چانه ام می لرزد.
نیا عمو نوروز که تو هم خاطره شدی...
در این بازار هفت رنگ...انگار دیگر ما نقشی نداریم.نیا عمو نوروز که من هم خاطره شده ام.نیا که دیگر کسی حاضر نیست صورت سیاه کند.صورت ها رنگ غریبی گرفته اند که بوی غربت می دهد.
نیا عمو نوروز نیا...



نمایش نظرات 1 تا 30

  • تینا تولز
  • قالب میهن بلاگ
  • تبلیغات متنی
  • آی تی نوشت